واقع در شهرستان ثلاث باباجانی

فرزاد ویسی

میخواهم در آینده دکتر شوم وبه مردم هایی که مریض می شوند کمک کنم ودارو هم به آنها بدهم تاخوب تر شوند وکسانی که از جنگ تیر خورده اند کمک کنم تا خوب شوند ووقتی زمستان می آید به آن هامی گویم لباس گرم بپوشند تابازهم مریض نشوید چون زمستان خیلی سرد است ونمی توانیم بیرون بیاییم واگر برای بازی بیرون آمدند باید لباس خیلی گرم بپوشند تا آنها سردشان نشود تا اگر بچه ها به مدرسه رفتند اوهم برود واز درسهایش جانماند و آنهای که مریض می شوند باید بیایند تا دارو به آن ها بدهم تازودتر خوب شود وتازودتر به کارهایش برسد وبچه هایی که می دوند وبه زمین می خورند درمان کنم وبه همه ی مردم  می گویم بازهم که زمستان آمد لباس گرم بپوشند وبه آنها هم دارو میدهم وبه پدر ومادر بچه هامی گویم که اگر آنها برای بازی به بیرون آمدند وبه آنها بگویند که لباس گرم بپوشند تا سرما نخورند ومریض نشوند وبه همه ی مردم خبر می دهم که همه یشما باید لباس گرم بپوشید تا مریض نشوید.

__________________________________________________________________

شهلا محمدی

من میخواهم در آینده معلم شوم وبه بچه هاکمک کنم تا سواد بیشتری راداشته باشند واگر یک نفر از آنها بخواهد یک چیزی رابخواند برایش سواد داشته باشند بخواند اگرما بخواهیم سواد بیشتری داشته باشیم باید به حرف های معلم گوش کنیم تا درس بیشتری رایاد بگیریم تا وقتی پدر ومادر ما گفت چیزی رابرایمان بخوان بتوانیم.

_______________________________________________________________

خرامان ویسی

من میخواهم در آینده دکتر شوم وبه همه ی مریض ها کمک کنم تا مریض ها شفا پیدا کنند وهمیشه سلامت باشند ودر زندگی خود همیشه شاد وسلامت باشند دکتر وظیفه دارد به همه ی مریض ها کمک کند باید برای مردم زحمت بکشد باید پول زیادی از مردم نگیرد وخیلی کم هم نگیرد به همان اندازه که دکترهای دیگر از مردم میگیرند بعضی مردم که میمیرند یا فوت میکنند کاری از دست دکتر بر   نمی آید چون آن ها مریضی سختی دارند یا مریضی های دیگری دارند که کاری از دست دکتر بر نمی آید چون مریض های خیلی سختی دارند ومثلا سرطان کار زیادی از دست دکتر برنمی آید چون مریضی سختی دارند.

_________________________________________________________________

حصیبه احمدی

من میخواهم دکتر شوم وبه همه ی مر یض ها کمک کنم وقتی که آدمی بی پول ومریض باشد من می خواهم کمکش کنم وهمیشه سلامت باشد شما باید همیشه زود مریض ها را بیاورید تا من به زودی مریض ها را شفا دهم اگر دیر وقت مریض را به بیمارستان بیاورید مگرنه بیمار باعث دردسر میشود ودیرتر سلامت زندگی میشود اگر پدر یا مادر یابرادر یا خواهرتان مریض شود باید زود بیاریدش دکتر وگرنه در زندگی سلامت نمی شود  برای همین من میخاهم دکتر شوم اگر دکترها نباشند کسی مریض شود میمیرد چون دکترها نیستند اما اگر دکترها باشند آدم مریض شود بزودی میبرند دکتر وبزودی باعث سلامتی زندگی میشود ما باید همیشه درس بخوانیم تا در آینده هرچیزی که دلمان خواست مثل دکتر مهندس ومعلم بشویم اگر کسی که خیلی مریض است به زودی بیاردش دکتر تا به اتاق عمل ببریش اگر دکتره ا نباشند کسی نمی تواند زندگی را به سلامت به سر برد پس با کمک خداوند ما می توانیم درس بخوانیم ودر زندگی پیشرفت کنیم اگر درس نخوانیم نمی توانیم به راحتی زندگی کنیم واگر درس بخوانیم در اینده بهتر زندگی میکنیم.

____________________________________________________________

کیوان ویسی

من می خواهم در آینده معلم باشم وبه بچه ها درس رایاد شان بدهم وبچه ها خوب درس ها را بخوانند وباید سروقت به مدرسه بیایند ودرس جغرافیا تاریخ وعلوم ومدنی را خیلی خوب بخواند واز کتابها خوب محافظت کند ومعلم را ناراحت نکند ودرس را خوب بخواند وباید بچه ها شلوغی نکنند وباید هرچه معلم به ان ها یگوید ماباید بنویسیم وبچه ها باید به معلم کمک کند تا درس بیشتری یاد بگیرند وباید تلاش کند تا به کلاس های بالاتری برسد ومعلم خیلی خوب  به بچه ها درس یاد بدهد ومعلم به بچه ها مشق ها را باید خوب وقشنگ را بنویسند ومعلم کلمه های تازه ای یاد میدهد ومعلم برای ما مثل پدر است معلم وقتی که ما نمره ی بیست میگیریم خیلی خوشحال میشود وسوال ها را خیلیی خوب برای بچه ها توضیح می دهد.

______________________________________________________________

بلال محمودی نسب

من می خواهم در آینده پلیس شوم ومردمی که دزدی می کنند را دستگیر کنم وکسانی را که مواد می کشند بهشون کمک کنم تا نکشد وکسانی که مواد جابه جا می کنند را دستگیر کنم ووقتی که جنگ می آید به جبهه بروم واز کشورم دفاع کنم وبعد که جنگ تمام شد به کشورم برگردم ودوباره مردمی که کار بد می کنند دستگیر کنم وما پلیس ها بیشتر سعی میکنیم که دزدها را زنده دستگیر کنیم چون بعضی از دیزدی ها مصلحت هستند وبه پلیس ها شلیک می کنند وبعضی از آنها گروگان گیری می کنند وبعضی از انها وقتی دارند از طلا فروشی ها دزدی می کننند به بعضی از ادمهایی که توی آن هستند شلیک می کنند واگر در کشور پلیس نباشد کشور در خطر قرار میگیرد ووقتی در شب همه خوابیده اند آقا پلیسها بیدارند.


برچسب‌ها: کیهان قاسمی, دبستان آزادی خرمشهر هماجگه, ثلاث باباجانی, هماجگه
نوشته شده توسط کیهان قاسمی آموزگار هماجگه در ساعت 9:10 بعد از ظهر | لینک  |